المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
120
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
تو را ، خداى رؤف فرمود : يك نوع از محبت من اين است كه از بندگانم درگذرى ، و وقتى كه ديدى كسى خواهان من است او را خدمت كنى . موقعى كه حضرت سليمان عليه السّلام متولد شد و جوانى نيكو قامت شد خداى سبحان به حضرت داود وحى كرد كه سليمان عليه السّلام بعد از تو قيّم امر خدا خواهد بود . پس حضرت داود عليه السّلام بالاى منبر رفت و حمد و ثناى خدا را بجاى آورد و فرمود : خدا مرا مأمور كرده كه بعد از خودم حضرت سليمان را بر شما خليفه گردانم . رؤساى قبيلههاى بنى اسرائيل فرياد زدند و گفتند : چگونه جوان نورسى بر ما خليفه شود در صورتى كه در بين ما اعلم از او وجود دارد و ما بزرگان بنى اسرائيل هستيم ؟ ؟ . همينكه اين گفتگو به گوش حضرت داود رسيد آنان را جمع كرد و فرمود : عصاهاى خود را براى من حاضر كنيد هر عصائى كه داراى برگ و ميوه شد صاحب آن بعد از من متولى امر ( خدا ) باشد ، بزرگان بنى اسرائيل از اين مقاله مسرور شدند و گفتند : راضى شديم رفتند عصاهاى خود را حاضر كردند و نامهاى آنان بر عصاها نوشته شد و حضرت داود آنها را در ميان خانهاى نهاده درب آن را قفل كرد و رؤساى قبيلههاى بنى اسرائيل را بر درب آن خانه نشانيد تا عصاهاى خود را حفظ و حراست كنند ، وقتى صبح شد نماز صبح را با آنها خواند و درب آن خانه را باز كرده عصاهاى آنان را خارج كرد ( در بين آن عصاها فقط ) عصاى حضرت سليمان داراى برگ و ميوه شده بود . روايت شده كه داود عليه السّلام حضرت سليمان را در بين بنى اسرائيل